قبول، راه های دیگری هم برای جدایی وجود داشت
اگر به روشنایی می نگریستیم شاید می توانست کمکمان کند
در این سکوت تلخ، تصمیم گرفتم ببخشمت
خطایی که به خاطر زیادی عشق از ما سر می زند
قبول، دخترک درون من همواره تو را می خواست
شبیه یک مادر، دورم می گشتی و مراقبم بودی
خوبی را از تو به یغما بردم که نباید در آن سهمی می داشتم
در نهایت واژه ها و رویاهایم فریاد می کنم
دوستت دارم، دوستت دارم
مثل یک دیوانه، مثل یک سرباز
مثل یک ستاره ی سینما
دوستت دارم، دوستت دارم
به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه
به سان انسانی که من نیستم
می دانی، من این گونه دوستت دارم
قبول، تمام لبخندها و رازهایم را به تو سپردم
حتی آنهایی را که فقط یک برادر می تواند نگهبانشان باشد
در این خانه سنگی
شیطان رقص ما را تماشا کرد
نزاعی را می خواستم که به صلح ختم شود
(ترانه: لارا فابیان)
امیلیا
برچسب:
نویسنده: نوید جعفری