من باتو هزاران سال چشم انتظار می مانم
من همیشه دختر جوانی می مانم
وتو همیشه پسرجوانی هستی
من صورتم چروک نمی شود
موهایم هرگزسفید نمی شود
و من همیشه دخترک جوانی می مانم
هر روز برایت دلبری میکنم
ناز می کنم
چشمانم را می بندم و بعد در چشمانت خیره می شوم
وتو نازم را می کشی
هزاران بار
هزاران سال
تا دنیا باقیست
تا ماه روشن است
تا ستارها سو سو می کنند
تا همیشه تا همیشه...
تا هرچه زمین می گردد
تا هرچه خورشید طلوع میکند
وهزاران بهاری که می آید
ومن چشم انتظارت می مانم
و توفقط چهارساله می مانی...
امیلیا
برچسب:
نویسنده: نوید جعفری