بعضی روزها بعضی آدم ها مثل ماليخوليامیآیند در روياي آدم می آیند لحظه به لحظه در خواب و بیداری نشسته و ایستاده در حركت و سكون
چشمانم باید كور باشد گوشهایم کر و لبانم بسته وبعد بگویم چطوری؟ حالت خوب است؟ خاموش بگويم لبهايم را بدوزم بهم چشمانم را گرد كنم نفسم را حبس ،بعد بگويم خوبين؟
بعضی روزها وقتی مرده ای و دیگر روحي در جسمت نيست باز هم قلبت درد می گیرد برای کسی !براي كسي كه نيست! براي خودت كه نيستي و قلبت مي تپد !
بعضي روزها كه مرده اي ماليخوليا مي گيري انگار كسي دارد مي گويد اميليا !اميليا اينجا را نگاه كن اينجا!
بعضي روزها كه ماليخوليا مي گيري...
اميليا
برچسب:
نویسنده: نوید جعفری