حواسم هست که دیگر هیچ عشقی وجود ندارد و هیچ قلبی نباید عاشقانه بتپد هیچ پنجره ای نباید گشوده شود !
حواسم هست که تمام توهمات مکتوب قلبم را در مسیر درختان خزان زده دوردست بر باد بدهم و بعد بر گوری خاموش بنگرم!
حواسم هست که تمام ترانه های نیمه تمام عاشقانه را مردان شاعری سرودند که عشق را ندانسته ، می دانستند
حواسم هست که هیچ زنی شعر عاشقانه ای نسرود!
و بعد تمام تخیلات ذهن خیال پردازم را در صندوقی بزرگ در دور دست ترین ناحیه مغزم پنهان می کنم...
امیلیا
نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:47 توسط emiliya|
برچسب: حواسم,
نویسنده: نوید جعفری