احساسات بی دلیلم دوباره صدای قدمهای تورا در سنگفرش ذهنم حس کرده ! احساس کرده تو آرام وبی صدا به سرای من وارد شده ای وبدون نام ونشان گذشته ای!!
مثل همیشه این توهم موحش مرا تا گرداب جهنم می کشاند لبه ی این پرتگاه ایستاده ام و نظاره می کنم جاده ای بی عبور را که نمی توانم از آن بگذرم ! نمی توانم مرزها را بشکنم نمی توانم از خطوط تقدیر عبور کنم!...
برچسب:
نویسنده: نوید جعفری