خرید بک لینک

ای رویای کودکانه ای که از سفر زندگی جا ماندی

ماهی ها از نبودن آب مردن وتازگی زمان را با خود به گوری دردور دست هجرت دادند

کسی می خندد به تمام اشتباهات یک تقدیر ناگزیر

من هنوز گاهی اسمی را زمزمه می کنم

من گاهی تو را و خنده غمگینت را بیاد می آورم

مسافری که کوله باری نداشت

مسافری که قصد ماندن نداشت

مسافری که دلی برای سپردن نداشت

به من وعده ی دیدار داد

emi

برچسب: نویسنده: نوید جعفری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 12:13

صفحه بندی